امیدوارم ارزش صبر کردن رو داشته باشه :)

جستجو در وبسایت

گاهی یه سری چیز به ذهنم می‌رسه…که از دید خودم و تایید بعضی‌ها یکم خنده‌داره، و کمی هم احمقانه! :دی

یازدهم مهرماه

اتفاقات روزمره‌ی یازدهم مهرماه نودوهفت


  • 2
  • 39

این پست نکته‌ی خاصی نداره. صبح در مسیر دانشگاه  خوندم. نوشته‌ای بود که باید یک‌بار دیگه و بادقت بیش‌تری بخونم اما ماهیتش در مورد نوشتنی بود که به شاخ‌وبرگ زیادی احتیاج نداشت و نباید خیلی سختش گرفت. خوندن این پست باعث شد اتفاقاتی که امروز افتاد رو جور دیگه‌ای ببینم و کمی از فضای هاست […]

روزنگاری طنز(شاید!)

“سندروم باینری” یا “فرصت‌ها را نباید از دست داد”


  • 2
  • 77

این پست رو در ساعت بیست‌وسه‌وپنجاه‌ونه دقیقه‌ی روز جمعه بیست‌وسوم شهریور، در حالی می‌نویسم که قبلش مشغول دیباگ کردن نمایش پست‌های مرتبط وبلاگ بودم که یهو این موضوع به ذهنم اومد. باید می‌نوشتمش، چون همین الانشم کلی عنوانِ کلی تو گوشیم هست که به ذهنم می‌رسیده، اما چون هنوز وبلاگ نداشتم نمی‌نوشتم و الان هم […]

روزنگاری طنز(شاید!)

“سفرهای گالیور” یا “چگونه به‌صورت تضمینی دیسک کمر بگیریم؟”


  • 8
  • 206

به‌صورت پیش‌فرض نه تنها از سفر بدم نمیاد، که عاشقشم هستم؛ اما خب اینم مثل هر رابطه‌ی عاشقانه‌ی دیگه‌ای باید رو حساب‌کتاب باشه دیگه. غیر اینه؟ مثلا اگه شما یک هفته قبل، توی بیست‌وچهارساعت سیصد کیلومتر بری و سیصد کیلومتر برگردی، و هفته‌ی بعدش(یعنی دیروز به‌تاریخ اول شهریور نودوهفت)، توی چهل‌وهشت‌ساعت هفتصد کیلومتر بری و […]

روزنگاری طنز(شاید!)