امیدوارم ارزش صبر کردن رو داشته باشه :)

جستجو در وبسایت

کامنت شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد. ممنونم.

۹۹۰۱۰۸ /

گوناگون

بخت و اقبال چقدر در زندگی ما نقش دارند؟


امروز داشتم بخشی از کتاب «انسان خردمند» رو می‌خوندم که موضوع‌اش زبان و شیوه‌های تفکر انسان بود، و کمکی که این دو مورد به قدرت‌مند شدن ما انسان‌های خردمند کرده. کمی بعدش توی صحبت با یکی از دوستان از کلمه‌ی خوش‌بختانه استفاده کردم. این دوتا موضوع باعث شدند یاد یه موضوع دیگه بیفتم.

تا جایی که یادمه سعی کردم راجع به همه چیز معتدل فکر کنم و واکنش نشون بدم. به همین دلیل سعی کردم درباره‌ی خیلی چیزها جانب احتیاط رو رعایت کنم و قاطعانه نظر ندم. احتیاط به این دلیل که در مورد یک مساله عوامل زیادی می‌تونند توش دخیل باشند و من ازشون بی‌اطلاع باشم.

با این حال اما، بازم تک‌وتوک یه سری موضوعات وجود دارند که راجع بهشون نظر قطعی دارم؛ لااقل تا به این لحظه. یکیش همین بحث شانس و بخت و اقباله. با اینکه مثل خیلی‌های دیگه از اصطلاحاتی مثل «شانس‌ام خوند»، «خوش‌بختانه»، و… توی صحبت‌های روزمره استفاده می‌کنم، اما هیچ‌وقت به شانس معتقد نبودم. عمیقا باور دارم که پست هر اتفاق دلیل یا دلایلی وجود داره. فقط باید یکم جزئی‌تر به اون اتفاق نگاه کرد. اینکه ما از پشت‌پرده‌ی خیلی از اتفاقات بی‌خبریم، نباید باعث بشه شانس رو وارد بازی کنیم.

مثلا فرض کنید یک عمل جراحی رو با موفقیت پشت‌سر گذاشتیم. در جواب بقیه که ازمون راجع به این جراحی سوال می‌کنند، می‌گیم: «خوش‌بختانه خوب بود». ولی بیاید کمی هم به این عوامل فکر کنیم؛ خوب بود چون:

  • زود از بیماری‌مون آگاه شدیم(شاید به نظر برسه این خودش از خوش‌شانسیه. نه؛ دلیل این مورد توجه کردن به علائم بیماری بوده)
  • پزشک و بیمارستان خوبی رو انتخاب کردیم
  • بیماری‌های خاصی نداشتیم که روی عمل تاثیر منفی بذارند
  • و… .

پس جواب من به سوالی که توی عنوان آوردم‌اش اینه: هیچی.


پ.ن: اگه اشتباه نکنم اولین‌بار این جمله‌(کاور پست) رو توی سریال «Lost» شنیدم.

پست های مرتبط با این پست

  • شهلا صفائی
    ۱۳۴۵ / ۹۹۰۱۱۵

    من هم بر این باورم که پشت هر اتفاقی دلیلی هست و هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست.
    با این حال چون زندگی رو سراسر یک بازی می‌دونم سهم شانس رو هم مثل قو‌های سیاه براش کنار می‌ذارم.
    همون‌طور که توی خیلی از بازی‌ها، شانس دخیله!

    پاسخ
    • رضا
      ۲۲۵۴ / ۹۹۰۱۱۶

      وقتی داشتم این پست رو می‌نوشتم، اساسا بحث شانس و احتمالات رو توی مباحث ریاضی و آماری فراموش کرده بودم. نکته‌ی خیلی خوبی بود.
      نمی‌دونم این طرز تفکرم درسته، یا یک نوع وسواسه. همین الان به این فکر می‌ردم که اگر در شرایطی قرار بگیزیم که زندگی یا اتفاقی مهم در زندگی ما بسته به پرتاب یک تاس باشه، آیا می‌تونیم بگیم که اینجا فقط شانس عامل اصلیه؟ آیا نمی‌تونیم از دلایلی حرف بزنیم که اصلا در وهله‌ی اول چی شد یا چه کاری انجام دادیم که پای تاس انداختن اومد وسط؟ فکر کنم بهتره هرچه زودتر راه ره بر این افکار ببندم تا سر از مطب روانپزشک درنیاوردم!
      ممنون بابت اینکه خوندی این پست رو. خیلی خوشحالم که گذر شخصی مثل شما به اینجا افتاده. این مورد به من کمک می‌کنه و انگیزه‌ایه برای نوشتن پست‌های باکیفیت.

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید. دیدگاه شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.

وارد کردن دیدگاه، نام و ایمیل ضروری می باشد. ایمیل شما منتشر نخواهد شد. کامنت شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد.